از فیلم هایی که میبینم :: BenYamin is typing...

وقتی تو خونه تنها هستیم بهترین کاری که میتونیم بکنیم چیه؟

موسیقی رو بلند بلند گوش میکنم و حالا که بهش فکر میکنم وقتی تو خونه تنها هستم بیشتر کیف میده. (از دوستان، با اندکی تخلص)

به نظر شما وقتی تو خونه تنها هستیم بهترین کاری که میتونیم بکنیم چیه؟ وقتی تنها هستیم باید متفاوت باشیم با وقتی که تنها نیستم یا در این مورد چه فکری میکنید؟ میتونید نظراتتون رو زیر همین متن بنویسید یا برای خودتون نگهش دارید :) این به خودتون مربوط میشه!

من چه فکری میکنم؟ در ادامه بخوانید+ معرفی یه فیلم خوب و چیزایی که میشه تو ویکی پدیا پیدا کرد!

ادامه مطلب ۰ نظر

از هفته های اخیر و چیزهایی که رخ داد!

امروز چند روز مونده به عید، این رو میگم چون روی نوشته ها تاریخ نمیخوره وگرنه روزهایی که مونده به عید خیلی هم مهم نیست. هفته های اخیر هفته های باحال و پر برنامه های فشرده بود. زیادتر فیلم دیدم و زیادتر بیرون بودم.

ادامه مطلب ۱ نظر

حاشیه ای بر "A Monster Calls"

فیلم خوبیه، منتها یکم ابزورد بود. شاید با سلیقه تو بیشتر بخونه. (از توصیه های دوستان)

ابتدای فیلم با رویایی معماگونه آغاز می شود؛ رویایی که قرار است روزی به حقیقت بپیوندد. اختلال خوابی که هر روز در ساعت مبهم 12:07 رخ می دهد و رویا به سراغ پسر بچه کوچک فیلم _کانر_ می آید. چرا ساعت 12:07؟ سوالی که جوابش را نمی توان یافت!

کانر کیست؟ یک پسر افسرده و درون گرا که لباس هایش را خودش می شوید و آشپزخانه را تمیز میکند و نقاشی های خوبی می کشد. فیلم سعی کرده طوری نشان بدهد که انگار قدرت تخیل کانر بسیار بالاست بر خلاف قدرت بدنی او. مادرش مبتلا به سرطان است و تا اواسط فیلم خبری از پدرش نیست. کانر فقط یک مادربزرگ دارد که گویی از او هم متنفر است. کانر به جز مادرش به هیچ کس احساس محبت ثابت و پایدار ندارد. فیلم _تا قبل از صحنه پایانی و به هم ریختن تمام فرضیه ها_ نشان میدهد که او به شدت به مادرش وابسته است و هرگز دوست ندارد که از او جدا بشود.

ادامه مطلب ۴ نظر
طراحی: عرفان/ ویرایش: اینجانب قدرت گرفته از بلاگ بیان